امشب پس از چند شب ميخوام بنويسم ...
خيلي سخته كه بخواي كل اتفاقات چند روز پيش و در يك پست خلاصه كني با توجه به اينكه قديمي هم شده است .
اما قبل از هر چيزي ميخوام يه دردودل با مولايم حضرت علي كنم..
يا علي چند روز پيش غدير خم بود ... نشد كه بيام تبريك بگم... ميدوني چرا مولا ؟ چون اينقدر سرعت اينترنت پايين بود كه صفحه بلاگ باز نميشد و خيلي اذيت شدم آخرش هم نشد كه تبريك ولايتت رو بگم .
علي جان يه سوال اگر تو الان بودي سرعت اينترنت رو كم ميكردي ؟ ؟...
علي تاريخ ميگه تو با مخالفانت هم به نيكي برخورد كردي .... حتي در خانه ات نشستي تا آنها حكومت كنند ...
علي جان تا مردم ازت نخواستن نيامدي ... علي تازه تو حكم الهي داشتي و دستت از سوي پيامبر بالا رفت ... تو با اون ابهت و با اين پشتيباني بالا تا مردم نخواستند نيامدي ...
پس مطمئنم تو اگر بودي الان سرعت اينترنت كم نميشد ....
علي جان مولايم نميدانم چه بگويم كه حرف زياد دارم تا بزنم ...
از اين بگم كه براي مهدي ات يه جورايي تعيين و تكليف ميكنن و مدارك علل عدم ظهورش را دارند يا از عدالت هايي كه در پشت آن نام تو را ميگذارند...
يا علي مولايم ، امير مومنين به راستي تو عادل بودي نه تنها در اقتصاد بلكه در ازادي و دموكراسي و سياست ...
تو بدون هيچ نگهبان به مسجد و ميدان و بازار ميرفتي و درك ميكردي ...
علي جان دنيا خيلي بد شده .... نه از عدالت اقتصادي خبري هست نه از عدالت اجتماعي ... ميدوني از اين بيشتر اعصابم خورد ميشه كه همه ي اينها بنام توست ...
امشب دارم دل به دريا ميزنم و بدون رودربايسي با مولايم علي سخن ميگويم ...
علي جان شنيدي يكي به خاطر اينكه ، وام ندادن تا مشكل زندگي اش رو حل كنه خودش را با آتش و بنزين سوزاند؟ علي ميدوني خيلي ها با وام هاي ميلياردي برج ها ساخته اند و پست ها گرفته اند ...
علي كجايي كه بيايي كه ندارم خبر از تو ...
تو خودت ببين و داوري كن ، تو ببين و حكمران باش و حكم صادر كن ...
يا علي كسي كه دست به قتل كوچكترين گناهش بوده است ازاد است و جواناني كه حرف ميزنند اعدام ميشوند ...
علي خسته ام از اين همه تناقض .... شباهتي نيست بين روزگار تو و روزگار ما ...
خودت حرف هر كسي رو كه راست ميگويد را گوش كن و به كمكش بشتاب ....
شايد من غير منطقي ام پس مرا به خاطره اينكه تمام پاكي ها را زشت ميبينم و مينگارم تنبيه كن ..
علي جان ديگر گل هاي بهاري زيبايي گذشته را ندارند يا علي ديگر سبز بودن تابستان برايم قشنگ نيست و زردي طلايي پاييز ارزشي ديگر برايم ندارد و برف هاي نا توان زمستان سفيدي اش را در چشمانم از دست داده است .
علي جان بداد هر كه يه ذره راست ميگويد خودت برس.... . و جواب زشت دلان و زشت تينتنان را خودت بده ...